أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

173

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

يكى از پادشاهان ، برمك را نامه نوشت و پذيرش اسلام او را بس گران شمرد و به باز گشت به دين پدرانش فرايش خواند . برمك به او نوشت : من بى هيچ بيمى و اميدى ، تنها با گزينش و بينش خويش و دانستن برترى اسلام مسلمان شدم و ديگر به دينى رسوا و بى آبرو باز نگردم . آن پادشاه خشم گرفت و سپاهى گران بر سر برمك فرستاد . برمك به دو نوشت : تو خود دانى كه من صلح را دوست همى دارم و همانا اگر من از پادشاهان كمك خواهم مرا در برابر تو كمك همى كنند . پس باز گرد و گر نه آهنگ پيكار تو كنم . او باز گشت و برمك را آسوده هشت . ليكن اين پادشاه كه نامش نازك طرخان بود ، همواره در راه فريفتن برمك بود و او را مىجست تا سر انجام بر او شبيخون زد و او را با ده پسرش بكشت . بدين گونه ديگر نوبهاريان را برمكى ، جز برمك پدر خالد نماند . و او را كه خردسال بود ، مادرش بر داشت و به شهرهاى كشمير بگريخت . برمك . باليدن گرفت و ستاره شناسى و طب و اقسام حكمت بياموخت . و همين گونه در شرك مىبود ، تا در نوبهاريان و با در افتاد . و از اينجا دست بر داشتن از آيين خود را به فال بد گرفتند و به برمك نامه كردند . برمك پيش آنان آمد . آنان او را در جاى پدرش نشانيدند و بدين گونه او سر كار نوبهار شد . و برمك نام گرفت . و دختر پادشاه چغانيان را بگرفت . اين دختر براى او حسن - كه كنيهء برمك از نام او بود - و خالد و عمرو وام خالد را بزاد . سليمان بن برمك از زن ديگرى بود از مردم بخارا . نيز حاكم بخارا برمك را كنيزكى فرستاد و اين كنيزك براى برمك كال وام قاسم و دخترى ديگر بزاد . سرگذشت برمكيان بسيار است ، و ما به مناسبت نوبهار اين بهره را بويژه باز گفتيم . رود جيحون در بلخ است . جيحون همان رود بزرگ آن سامان است . از جيحون تا بلخ دوازده فرسنگ است . ترمد بر ساحل جيحون افتاده است . بخارا و كوهها و چشمه‌ساران و نهرهايش دور تر از جيحون و در شمال آن جاى دارند . هر رودى كه از خاور و باختر آيد در جيحون ريزد . جيحون برود تا